غزل همه زندگی ما
سلام به همه دوستای مهربون

سلام به دختر گلم

غزل عزیز ما امروز ۱۷ ماه و ۲۲ روزشه و دیگه برای خودش خانمی شده ( ماشاالله یادتون نره )

طلا خانم ما همه چیز رو متوجه می شه و با کلماتی که بلده به ما هم منظورش رو می فهمونه دندون جدیدی هنوز سرک نکشیده ولی ۴ جای لثه اش ورم داره و همین روزها مرواریدهای جدید خودنمایی می کنند امیدوارم پروژه دندون زودتر به اتمام برسه تا این کوچولوهای ناز از این درد راحت بشند

کلماتی که نفس ما می گه :

هدی ( اسم خاله اش که خیلی هم شیرین می گه ) - عییی ( منظور علی اسم داییش که داییش می گه همون دادا بگی بهتره )- بالاخره به من و مامان اعظمش می گه مامان و کلی ما رو غرق لذت می کنه

دس = دست

با = پا

پیشی - هاپو - جوجو

قاقا = آقا

دد = بیرون از خونه

اه اه = هر کثیفی حتی یک لک کوچیک، خدا نکنه یه جا یه چیزی ببینه دستش رو هم تکون می ده و می گه اه اه

عاشق آهنگ و نانای کردنه و مدام کنترل تلویزیون دستشه و میاره و دستش رو تکون می ده یعنی برای من نانای بذارین و فیلم و سریال و اخبار دیدن تعطیل فقط نانای

عاشق تلفن حرف زدنه و تلفن رو میاره و می زنه به سینش یعنی یکی رو بگیر با من حرف بزنه و ما هم باید اطاعت کنیم و خیلی شیرین پشت تلفن حرف می زنه و آخرش هم بوس می فرسته و بای بای می کنه

خلاصه هر چی بگم از شیرینی های این خانم خوشگل ما کم گفتم

اینم چند تا عکس از جیگر مامان

اینم فوتبالیست ما  که جو جام جهانی گرفتتش

بعد از کلی فوتبال بازی کردن می چسبه رو چمن ها دراز بکشی و خستگی در کنی

بالاتر از گل بهم بگین می خورمتون

 


موضوع : | بازدید : 297 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 10 / 11 / 1389 و ساعت 12:33 توسط ندا مامان غزل